تأمین بودجه فرهنگ تضمین امنیت نرم کشور
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ بودجه فرهنگی همواره یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات در سیاستگذاری عمومی بوده است؛ چراکه برخلاف بسیاری از حوزهها، تأثیرات آن نه در کوتاهمدت و نه در ارقام صرف بودجهای قابل اندازهگیری نیست. در شرایطی که برخی نگاهها، فرهنگ را هزینهای حاشیهای تلقی میکنند.
بیشتر بخوانید

کاهش بودجه فرهنگ موجب افزایش آسیبپذیری اجتماعی میشود
اکرم نوری، فعال فرهنگی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: اگر پذیرفتیم که فرهنگ زیرساخت نامرئی انسجام ملی است و حذف بودجه آن به آسیبهای جبرانناپذیری میانجامد، آنگاه پرسش اصلی به این سو تغییر میکند: بودجه فرهنگیِ اثربخش، کارآمد و آیندهنگر چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
وی با اشاره به اینکه فرهنگ ذاتاً پدیدهای تدریجی و بلندمدت است، افزود: تولید یک فیلم، تألیف یک اثر ادبی، یا شکلگیری یک جنبش هنری، به افقهای زمانی چندساله نیاز دارد. نوسانات بودجهای و تخصیصهای سهیهای، نهتنها بهرهوری را کاهش میدهد، بلکه آشفتگی مدیریتی و فرسودگی نیروی انسانی را به دنبال دارد. بودجه فرهنگی پایدار و مستمر، به معنای قراردادی بلندمدت با آینده فرهنگی کشور است.
فعال فرهنگی با توضیح اینکه عدالت در توزیع و شفافیت در تخصیص یکی از آسیبهای رایج در بودجههای فرهنگی، تمرکزگرایی و توزیع مبتنی بر رانت و روابط است، تصریح کرد: بودجه کارآمد باید «عادلانه و غیرمتمرکز» باشد تا همه مناطق کشور، از هنرهای سنتی اقوام مختلف تا تولیدات مدرن شهری، امکان رشد متوازن پیدا کنند. به موازات آن، «شفافیت» و مشارکت نهادهای صنفی و حرفهای در فرایند تخصیص، تضمینکننده رسیدن بودجه به پروژههای تأثیرگذار واقعی است، نه پروژههای نمایشی.
وی با یادآوری اینکه امروز مهمترین عرصه تولید و توزیع معنا، فضای مجازی و زیستبوم دیجیتال است، اظهار کرد: بازیهای رایانهای، پلتفرمهای اشتراک ویدیو، شبکههای اجتماعی و محتوای تعاملی، خط مقدم رقابتهای هویتی را شکل دادهاند.
نوری خاطرنشان کرد: بودجه فرهنگیِ آیندهنگر، بخش قابل توجهی از منابع خود را به تولید بازیهای رایانهای با هویت ایرانی - اسلامی، انیمیشنهای بومی، سریالهای آنلاین فاخر و راهاندازی نهادهای هوشمند رصد و تولید محتوا اختصاص میدهد. نادیده گرفتن این فضا، معادل واگذاری میدان نبرد فرهنگی بدون شلیک یک تیر است.
وی توضیح داد: پرسش «فرهنگ هزینه است یا سرمایه؟» پاسخی جز این ندارد که فرهنگ، بنمایه تمام سرمایههای اجتماعی و نمادین یک کشور است. بودجه فرهنگی، سرمایهگذاری عقلانی بر «امنیت نرم» و «تابآوری هویتی» ایران در جهان پیچیده امروز است
فعال فرهنگی خاطرنشان کرد: کشوری که از بودجه فرهنگ چشم بپوشد، شاید در کوتاهمدت رقمی در ترازنامه صرفهجویی کند، اما در ازای آن، جامعهای بیهویت، گسسته و آسیبپذیر خواهد ساخت؛ جامعهای که جبران خساراتش نه ممکن که ناممکن خواهد بود. حمایت از فرهنگ، حمایت از آینده ایران است.

بودجه فرهنگی سوخت بازتولید هویت ملی است
الناز ستارزاده، فعال فرهنگی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: هر جامعهای برای تداوم حیات خود، به لایههایی از معنا، باورهای مشترک و روایتهای همبخش نیاز دارد.
وی با بیان اینکه این لایهها که «هویت ملی» نام میگیرند، نه پدیدهای ذاتی و ایستا، که برساختی پویا، سیال و نیازمند بازتولید مستمر هستند، افزود: در این میان، بودجه فرهنگی نه یک هزینه حاشیهای، بلکه سوخت اصلی این موتور بازتولید است.
فعال فرهنگی با توضیح اینکه حذف یا کاهش بودجه فرهنگی، معادل تخریب تدریجی بنیانهای پیوند اجتماعی است، تصریح کرد: هویت جمعی حاصل انباشتی از ارزشها، نمادها و داستانهایی است که یک ملت درباره خود میگوید.
وی خاطرنشان کرد: این روایتها زمانی اصالت دارند که ریشه در تجربه زیسته، جغرافیا، آرمانها و حتی رنجهای مردم یک سرزمین داشته باشند. وی خاطرنشان کرد: بودجه فرهنگی از طریق حمایت از نویسندگان، فیلمسازان، موسیقیدانان و هنرمندان تجسمی، امکان تولید و انتشار این «روایتهای اصیل» را فراهم میکند. در غیاب چنین حمایتی، خلأ روایی هرگز خالی نمیماند؛ بلکه با محتوای وارداتی، بیریشه و غالباً ناهمخوان با بافت بومی پر میشود.
ستارزاده با اشاره به اینکه پیامد چنین فرآیندی، «ازخودبیگانگی فرهنگی» و سست شدن حلقههای عاطفی میان نسلها و اقشار مختلف جامعه است، یادآور شد: امنیت ملی تنها به مرزهای فیزیکی و توان نظامی خلاصه نمیشود. «امنیت نرم» که دربرگیرنده انسجام اجتماعی، تابآوری در برابر شوکهای هویتی و قدرت روایتگری یک ملت است، بیواسطه از وضعیت فرهنگ تغذیه میکند.
وی با تأکید بر اینکه بودجه فرهنگی بودجه نگهداری از پیوندهای نامرئی میان شهروندان است، اظهار کرد: کاهش این بودجه در ترازنامههای کوتاهمدت شاید چند صدم درصد صرفهجویی نشان دهد، اما در بلندمدت به معنای تحمیل هزینههای سنگینتری برای جبران گسست هویتی، بحران معنا و بیاعتمادی اجتماعی است.
فعلل فرهنگی بیان کرد: نگاه تقلیلگرای اقتصادی، فرهنگ را هزینه میبیند؛ اما نگاه راهبردی، آن را بزرگترین سرمایه ناملموس یک ملت میداند. بودجه فرهنگی در حقیقت، بودجه تقویت «زیرساخت نامرئی انسجام ملی» است. تداوم و پایداری این بودجه، نقشی حیاتی در بقای هویت جمعی و امنیت نرم کشور ایفا میکند.
مهاجرت نخبگان فرهنگی پیامد حذف بودجه است
معصومه مقدم، طلبه وفعال فرهنگی در هیدج در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: بحث از بودجه فرهنگی اغلب ذیل گفتمان «بهینهسازی هزینهها» با تقلیلگرایی مواجه میشود. اما پرسش اساسی این است: اگر بودجه فرهنگی به صفر برسد، چه پیامدهای عینی و قابل مشاهدهای در کوتاهمدت و میانمدت رخ میدهد؟
وی با بیان اینکه نخستین و مستقیمترین پیامد حذف بودجه فرهنگی، توقف حمایت مالی از آفرینندگان فرهنگی حرفهای است، افزود: بدون پشتوانه بودجه، هنرمندان با دوراهی مواجه میشوند: تولید آثار سطحی، بازاری و فاقد عمق هنری (که تدریجاً مخاطب را نیز از دست میدهد) یا مهاجرت اجباری.
طلبه و فعال فرهنگی با تأکيد بر اینکه مهاجرت فرهیختگان و هنرمندان، نه یک جابهجایی شخصی، که خروج سرمایههای ارزشمند نمادین و دانش فنی از کشور است، تصریح کرد: این پدیده، ظرفیت تولید فرهنگی در داخل را تحلیل میبرد و شکاف هویتی میان نسلها را عمیقتر میکند.
وی متذکر شد: فرهنگ، صنعتی گسترده با هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم است. نشر، سینما، تئاتر، موسیقی، صنایع دستی، گردشگری فرهنگی و تولید محتوای دیجیتال، همگی به بودجه فرهنگی به عنوان محرک اولیه وابستهاند. حذف این بودجه به رکود عمیق این صنایع منجر میشود: تعطیلی انتشاراتیها، نیمهکاره ماندن فیلمها، خاموشی سالنهای تئاتر و تخلیه تدریجی شهرهایی که هویتشان بر فرهنگ استوار بوده است.
مقدم با توضیح اینکه این زوال اقتصادی، معادل از دست رفتن هزاران شغل و تخریب بخشی از برند ملی کشور است، اظهار کرد: کارکرد کمتر دیده شده بودجه فرهنگی، فراهم آوردن فضاهایی برای گفتگو، نقد سازنده و همدلی جمعی است. سینما، تئاتر، موسیقی و ادبیات، به مثابه زبانهای مشترکی عمل میکنند که جامعه میتواند از طریق آن، مسائل خود را پردازش کرده و تنشها را کاهش دهد. وی با تأکيد بر اینکه حذف بودجه فرهنگی، این فضاهای ایمن را از میان میبرد، یادآور شد: نتیجه، جامعهای بدون ظرفیت تخلیه هیجانی و بازتاب نقدهای درونی است؛ جامعهای که شکافهای اجتماعی در آن عمیقتر و غیرقابل مهار میشود.
طلبه و فعال فرهنگی متذکر شد: حذف بودجه فرهنگی هرگز صرفهجویی محض نیست، بلکه سناریوی آغاز یک «فرآیند زوال چندلایه» است: از مهاجرت نخبگان و رکود اشتغال تا فرسایش سرمایه اجتماعی و گسست پیوندهای جمعی. هزینه بازسازی یک جامعه ازهمگسیخته فرهنگی، بینهایت بیشتر از بودجه سالانهای است که صرف حفظ این زیرساخت حیاتی میشود.
بودجه فرهنگی، فراتر از یک ردیف اعتباری، «سرمایهگذاری بر تابآوری هویتی» یک جامعه است.
نوسانات بودجهای نه فقط بهرهوری را کاهش میدهد، بلکه قرارداد بلندمدت با آینده فرهنگی کشور را نقض میکند. نوسانات بودجهای نه فقط بهرهوری را کاهش میدهد، بلکه قرارداد بلندمدت با آینده فرهنگی کشور را نقض میکند.
تقلیل فرهنگ به هزینه، خطای راهبردی ناشی از نگاه کوتاهمدت اقتصادی است؛ در حالیکه فرهنگ، بزرگترین سرمایه ناملموس یک ملت محسوب میشود. حفاظت از بودجه فرهنگی، نه یک اولویت تشریفاتی، بلکه ضرورتی عقلانی برای بقای انسجام ملی و جلوگیری از هزینههای فاجعهبار بازسازی یک جامعه ازهمپاشیده فرهنگی است. هر تأخیر در این باور، به منزله شلیک نکردن نخستین تیر در میدان نبرد هویتهاست.
انتهای خبر/

